میرحسین موسوی در منزل شهید امیر جوادی فر؛این جوانان قهرمان،فرزند همه ملت هستند

قبل نوشت:چند روزی مسافرت بودم و نتونستم که در خدمتتون باشم و از این بابت عذر می خوام و از این به بعد با تمام نیرو در خدمتون هستم.

شبکه جنبش راه سبز(جرس): میرحسین موسوی و زهرا رهنورد  در منزل شهید امیر جوادی فر با خانواده او و بستگانش دیدار کردند.در این دیدار میرحسین موسوی از امیر جوادی فر و سایر شهدای جنبش سبز به عنوان«جوانان قهرمان» نامبرد و گفت که«این جوانان قهرمان،فرزند همه ملت هستند و انشاء الله خون آن ها پایمال نخواهد شد.»

معصومه ابتکار عضو فعلی شورای شهر تهران و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان بهزیستی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی در وبلاگش، دیدار میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با خانواده شهید امیر جوادی فر  که روز شنبه 24 مرداد صورت گرفت  و دیدار خودش،محمدعلی نجفی و احمد مسجد جامعی سه عضو شورای شهر تهران با خانواده این شهید و یکی دیگر از شهدای جنبش سبز را  این گونه روایت می کند:

در روزهای اخیر دو دیدار دیگر با خانواده کشته شدگان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری داشتیم.

عباس، مغازه داری که پس از بستن مغازه اش در بعد از ظهر 30 خرداد راهی منزلش می شود، اما هرگز نمی رسد و امیر دانشجوی 24 ساله ای که داستانش را دیروز از زبان پدرش شنیدیم.

دیروز بعد از ظهر با آقایان مسجد جامعی و نجفی همکاران شورای شهر برای تسلیت و دلجویی به خانه مرحوم امیر جوادی فر رفتیم. خانه ای که شش سال پیش مادر را بر اثر سرطان از دست داده بود وآقای جوادی فر با دو فرزند خود بار مسئولیت مادری را علاوه بر پدری بر دوش داشت.

پدر می گفت: امیر روز 18 تیر در خیابان فخر رازی دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. جراحات او به حدی بود که به بیمارستان فیروزگر منتقلش کردند و شبانه به ما خبر دادند که به بیمارستان برویم. در بیمارستان از امیر معاینات مختلفی به عمل آمد و فردایش با اعلام اینکه جراحات اساسی ندارد ترخیص شد. اما به خاطر اینکه مامورین گفتند افرادی که او را دستگیر کرده اند، شاکی خصوصی وی هستند، پسرم را تحویل دادم.

از آن تاریخ به بعد خانواده به رغم تلاش های زیاد نتوانست خبری از امیر به دست آورد تا اینکه سوم مردادماه به آنها خبر فوت امیر را می دهند. البته براساس مدارک موجود، امیر در تاریخ 23 تیرماه فوت کرده و جسد او نشان از ضرب و شتم فراوان در ناحیه سر و سینه داشته؛ آثاری که هیچیک در روز ترخیص امیر از بیمارستان وجود نداشته است.

پدر می گفت: من این نظام را آنقدر قبول داشتم که وقتی گفتند فرزندت شاکی خصوصی دارد، او را به دست قانون سپردم. اما آنها جسد فرزندم را که گناهی جز علاقه به سرنوشت کشور و مملکتش نداشت و پسری پاک و سالم بود به من تحویل دادند. حالا هم خواهان اجرای عدالت هستم.

این دیدار در میان دیدارهای ما، ویژگی خاصی داشت و شاهد یک اتفاق غیرمنتظره بود:

هنوز ده دقیقه ای از حضور ما در منزل آقای جوادی فر نگذشته بود که زنگ در به صدا در آمد. در که باز شد ابتدا خانم دکتر رهنورد و سپس آقای مهندس موسوی در میان در ظاهر شدند. احتمالا صاحب خانه می دانست که آنها می آیند ولی هم ما ازدیدن آنها متعجب شدیم و هم آنها ازدیدن ما.

چندین عکس بزرگ امیر بر دیوار با چهره ای صمیمی و دوست داشتنی ناظر این صحنه ها بود. پدر می گفت: امیر روحیه لطیفی داشت و اهل هنر بود و مهندس موسوی می گفت: این جوانان قهرمان، فرزندان همه ملت هستند و انشاءالله خون آنها پایمال نخواهد شد …

امیر همچنان با لبخند به جمع می نگریست …


Aviary writeage-com Picture 1

جزئیات تشکیلات میرحسین موسوی تشریح شد

اینترنت سبز:

سخنرانی شدید الحن آیت الله العظمی صانعی ۲۱ مرداد(هر ۵ قسمت از یوتوب+راپیدشیر+mp3)
به 30007960 پیام کوتاه بفرستیم و از مواضع محکم آیت الله العظمی صانعی تشکر کنیم
کودتاچیان عقب‌نشینی کردند / روزنامه اعتمادملی امروز صبح منتشر شد
خالی کردن پشت کروبی = نابودی این مرد بزرگ ، باید به هر وسیله ای حمایتش کرد
بیانیه شماره هفت مجمع روحانیون مبارز درباره «برگزاری محاکمات نمایشی
حکومت مستبد از گورستان و مرده‌ها هم می‌ترسد
سخنرانی مهم آیت‌الله العظمی صانعی در دفاع از مهندس موسوی و اصلاح طلبان زندانی + فیلم و نسخه بلوتوث
هوای تازه می خواستیم!

خبرنامه موج سبز آزادی

Advertisements

7 دیدگاه

  1. میثم said,

    2009/08/17 در 15:10

    مرسی
    شما با نام » کافه هواداران موسوی » لینک شدید.

  2. jomhooriyat said,

    2009/08/19 در 23:49

    khaste nabashid:
    http://jomhooriyat.wordpress.com/

  3. میثم said,

    2009/08/20 در 13:48

    سلام

    با مطلب

    به نظر شما حق با کیه؟

    در خدمتون هستم.

  4. میثم said,

    2009/08/21 در 16:44

    سلام.

    با كلي مطلب جديد آپ هستم.

    پيش ما بيا.

    مرسي.

  5. سام said,

    2009/08/25 در 10:26

    سلام دوست خوبم
    چکونه سقوط نکنیم.
    طنزی به قلم سید ابراهیم نبوی… [گل]

  6. محمد said,

    2009/09/04 در 21:33

    ممنون جناب فراهانی خیلی جالب بود
    موفق باشید

  7. nima said,

    2009/09/06 در 22:05

    سلام.خوب هستید؟وبلاگ جالب داری.اگه وقت کردی به وبلاگ منم سری بزن.خوشحال میشم دوستای خوبم درباره مطالبم نظرشونو بگن.اگه دوست داشتی همو لینک کنیم.موفق باشی.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: